پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۱
ارسال شده توسط : هادی در دسته : دلنوشت
درگیری فکری در طول ساعاتی که تو محل کارم هستم اینقدر زیاد شده که وقتی خونه میرم و نهارم میخورم نمیدونم چه جور سرم رو بالشت میره و خوابم میبره .
کلا درگیری فکری و خستگی فکری خیلی بدتر از خستگی جسمیه!
این که میگم درگیری فکری به این منظور هم نیست که کار زیاد شده ها ، نه کار مثل قبله اما حرف و حدیث زیاد شده . اذیت میکنه
خدا بخیر برسونه
دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۰
ارسال شده توسط : هادی در دسته : هفته اي ها
به نام زیبا
چهارشنبه : جلسه تودیع و معارفه رئیس جدید…
ببینیم کی این جدیده تو دستمون بیاد
پنجشنبه : روز بوشهر . تو این چند سال که مراسم گرامیداشت روز بوشهر برگزار شد امسال بیشتر از هر سالی بهم چسبید . یه جورایی برنامه ریزی خوبی داشت .
جمعه : پارکینگ تکونی ، پیش اسباب کشی هم میشه بهش گفت
شنبه : شوق دیدن عکس !
یکشنبه : قبل از اینکه ده دقیقه ای ریشم رو بزنم ! و همچنین بعد از اینکه ده دقیقه ای ریشم رو زدم !
دوشنبه : مثل بچه درس خونها بودم ، یه کم احساس کردم دوباره باید درس خوند . ( به صحبت های استاد گوش میدادم و نوت برداری میکردم )
سه شنبه ۹ اسفند ۱۳۹۰
ارسال شده توسط : هادی در دسته : دلنوشت
به نام روی سفید
به شیوه کاملا مصالحه رفتم جلو، آخه هدف تفریح خودم نبود ، هدفم تشکر بود ، تشکر از کسانی که منو تو گرفتاری تنها نگذاشتن و پشتم بودن ، دوست داشتم همه باشن . خیلی روش فکر کردم که به نحو احسنت انجام بشه . تقریبا همه چیز هم داشت طبق برنامه میرفت مگر نیم ساعت آخر و دغدغه تأثر من .
از این ناراحت نیستم که نشد تفریح کنم از این ناراحتم نتونستم که موجب شادی رو فراهم کنم و …
تو دلم موند .
شاید خیریت داشت . شاید خدا نخواست که بشه . اما در کل نشد که بشه